تبليغاتX
نشانی - روز اول مدرسه ...

نشانی

..::: همیشه آرزوی دیدن تو را دارم :::..

روز اول مدرسه ...

ببینم پسر چرا گریه میکنی ؟

هیچی آقا .

اینجا کلاس اول دبیرستانه ، خجالت بکش ...

دانش آموز با گریه : آخه آقا شما نمی دونید ...

چی رو نمیدونم ؟

آقا من دلم برای مادرم تنگ شده !

همۀ کلاس خندیدند و معلم گفت : چرا ؟ پاشو ، پاشو برو یه آبی به صورتت بزن ...

اصلا می خوای برو پیش مادرت ... !!

باز هم خندۀ کلاس بلند شد ...

اولین روزی هم که به مدرسه رفتم همین طور بودم ... معلم اون روز هم همین حرف ها رو زد ... اون روز مادرم توی حیاط مدرسه بود و من از پنجره نگاهش می کردم ، اما این بار هیچ جا نیست ... هیچ جا ، دو روز پیش مادرم از دنیا رفت . !

همه کلاس در سکوتی سنگین غرق شده بود .

معلم از پنجره نگاهی به حیاط مدرسه کرد و گفت : گریه نکن پسر ، مطمئن باش امروز هم مادرت تو حیاط مدرسه است ...........

+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/26ساعت   توسط فـــريد  |