گنجینه ی فراموش شده ...
استاد تقی آصفی ، گنجینه ی فراموش شده ...

تقی آصفی(حمید) فرزند مرحوم حاج نصرالله، در تاریخ 31 فروردین 1319 در بهبهان چشم به جهان گشود . دوره های تحصیلی تا اخذ دیپلم را در بهبهان گذراند و آذرماه 1340 به تربیت معلم آبادان رفت و با خروج از آن در خردادماه 1341 در آموزش و پرورش بهبهان استخدام شد. مهرماه 1345 در رشته ی علوم سیاسی دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مشغول تحصیل شد و در بهمن ماه 1349 با مدرک لیسانس علوم سیاسی از این دانشگاه فارغ التحصیل گشت.21 سال و 7ماه در آموزش و پرورش خدمت کرد و کمتر کسی از دانش آموزان آن دوره است که با نام تقی آصفی آشنایی نداشته باشد.
وی یکی از فعالین مبارزات انقلابی بود و از تهران، جزوه، کتاب و نوارهای سخنرانی با خود به بهبهان می آورد و با شناسایی از طرف ساواک و دستگیری های پی در پی و شکنجه های روحی-روانی آن زمان، مشکلات روحی وی آغاز شد. درس هایی که در مدارس بهبهان به تدریس آنها اشتغال داشت را بصورت شعر در می آورد و به دانش آموزان میداد که آوازه ی شعر کودکانه ی"محمد امین" وی که شرح زندگانی پیامبر اسلام(ص) بود، به خارج از بهبهان نیز رفت و خصوصا میان کودکان سینه به سینه منتقل شد. تقی آصفی،در کنار تدریس، از بیان مسائل سیاسی روز کشور نیز غافل نبود و همین مساله محبوبیت روزافزون وی میان دانش آموزان و ناراحتی برخی از مسئولین را به همراه داشت.
بدلیل همین مسائل و اشعاری که ایشان در روزنامه های کیهان و اطلاعات آن زمان به چاپ می رساند و خصوصا شعری که در هجو اداره برق آن زمان بهبهان سرود و محبوبیت بیش از پیش وی سبب شد، بهانه ای شود جهت انتقام افرادی که دل خوشی از او نداشتند و با اجیر کردن یکی از دانش آموزانش، شب هنگام و به بهانه ی پرسیدن سوال درسی، ضربه ای به سر او وارد کردند که این ضربه ناراحتی شدید اعصابش را سبب شد که گرچه با بهبودی نسبی، اما تا پایان عمر با آن درگیر بود. مردم بهبهان، تقی آصفی را با نام کتاب شعر محلی اش "مَح شِفی تولِهی" می شناسند در صورتی که وی، علاوه بر این کتاب، اشعار منتشر نشده ی زیادی دارد که اکثرا نیز در دهه ی 40 و 50 سروده شده است، اما همچنان زیبایی و تازگی خود را حفظ کرده است؛ اشعار ایشان بیشتر جنبه ی اجتماعی دارد و در شعرهایش سعی بر آن داشته که نکته ای اجتماعی را بیان دارد و نتیجه گیری از مجموع شعر داشته باشد.
اقدامات بزرگی که ایشان با مشارکت بزرگان فرهنگ و ادب بهبهان انجام داده اند، خصوصا همکاری با استاد محمد حسین مرتب، گنجینه ای ارزشمند را پدید آورده که بعلت بیماری ایشان، در آن زمان به چاپ نرسید و گرد روزگار بر آن نشسته. اما متاسفانه با همه ی این اقدامات و محبوبیت روز افزون تقی آصفی، حتی با وجودیکه ایشان سلامتی خود را بخاطر بیان مشکلات و خواسته های بر حق مردم به خطر انداخته و از دست دادند، کمتر کسی بود که از او یادی کند. تقی آصفی، گنجینه ای فراموش شده در شهری بود که به آن عشق می ورزید و همچون بسیاری دیگر از مفاخر این شهر، به فراموشی سپرده شد تا پس از مرگ دوستدارانشان زبان حالشان شوند که : تا که بودیم نبویم کسی / کشت ما را غم بی هم نفسی / تا که رفتیم همه یار شدند / خفته ایم و همه بیدار شدند / قدر آیینه بدانیم که هست / نه در آن وقت که افتاد و شکست. ( اما برای کسانی که به استاد عشق می ورزیدند و اما از احوالش بی اطلاع بودند ) .
استاد تقی آصفی در این اواخر، با 69 سال سن بینایی خود را از دست داده بود. تا آخرین لحظه ی عمرش، علاقه ای وصف ناپذیر به شعر محلی بهبهان داشت و با شنیدن اشعار خودش بغض میکرد و آرام و شکسته شکسته زمزمه میکرد و بعد ... سکوت میکرد و گوشه ی چشمش خیس می شد . اشعار دیگر شاعران محلی سرا را که میشنید و از سن و احوالات آنها جویا میشد، تبریک و احسنت میگفت که هنوز هستند کسانی که دغدغه این زبان و فرهنگ آن را دارند . به تمامی دستگاه های موسیقی مسلط بود و با شنیدن یک شعر، بی درنگ آهنگ سازی می کرد و با خود زمزمه می نمود. تقی آصفی، لیانس علوم سیاسی، دبیر بازنشسته ی آموزش و پرورش، شاعر محلی گوی بهبهانی، 31فروردین 1319 متولد شد و 27 فروردین 88،فقط 4 روز مانده به روز تولدش از دنیا رفت...
همانند یار شفیق و دیرینه اش مرتب که او هم 69 ساله بود و رفت….همانند سید محمد سید که او هم 69 ساله بود و رفت..
روحشان شاد و یادشان گرامی باد ...
