چه بسيار نگاهها كه در جهان سرگردانند تا در چشمي جاي گيرند
و چه بسيار گريه ها كه صداي شكسته اي را ميخواهند
و چه بسيار گفتني ها كه بر سنگ خاموش بوسه ميزنند
از دوردست زمان لبخندي به جاي مانده است بر سنگ كه بر گوشه لبي همچنان جاريست ...
+ نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط فرید
|


