کوچه ...
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
فریدون مشیری
..::: همیشه آرزوی دیدن تو را دارم :::..
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
فریدون مشیری
سلام دوستان عزیزم … خوبین؟
برای این پست میخوام از حضور استاد هوشنگ نصیرزاده بنویسم که به مناسبت روز خبرنگار پنج شنبه – 17 مرداد – در سالن میرزا شوقی اومدن و نه به عنوان یک کارشناس داوری فوتبال، بلکه به عنوان کارشناس مطبوعات ورزشی حضور داشتن...
خیلی برام جالب بود که تونستم ایشون رو از نزدیک ببینم و بیشتر از این خوشحال شدم که می بینم آقای نصیرزاده همشهری عزیزمون اینقدر در کارشون موفق هستن و باعث افتخار همه ما بهبهانی ها شدن .
خب نمیتونم این موضوع رو پنهان کنم که وقتی ایشون رو دیدم خیلی ذوق کردم و اولش اصلا باورم نشد که دارم از نزدیک زیارتشون میکنم ... خیلی هم خوشحال شدم که اینقدر آدم باشخصیت و تحصیل کرده ای هستن و خیلی هم خوش برخورد. وقتی که میخواستم ازشون خواهش کنم که با هم عکس یادگاری بگیریم ، خیلی خوب و با متانت خاصی پذیرفتن.
امیدوارم که استاد نصیرزاده ، همیشه سالم و سلامت باشن و بیشتر و بیشتر باعت سربلندی خودشون و ما بهبهانی ها بشن...
عکس یادگاری با آقای استاد نصیرزاده :

بقیه عکس ها ...
باتشکر از :
صادق آصفی – امیررضا مرتضوی و میلاد شکری نسب .
حاشیه :
سلام دوستان خوبم ... امیدوارم که هر جا هستین موفق و سالم باشین ... این پست رو فقط به خاطر یکی از دوستای عزیزم گذاشتم که هی میگه یه چیزی تو وبلاگت بزار که جنبه علمی هم داشته باشه و حداقل خواننده هاش یه چیزی یاد بگیرند ... و من هم که اصلا
دلم نمیاد خواسته دوستم رو زمین بزارم، قرار شد این مطلب رو براتون بزارم...![]()
البته بگم هااااااا ... من هیچ مسئولیتی در قبال گذاشتن این مطلب رو قبول نمیکنم... خــــود دانــــــی ![]()
این مطلب کاملآ علمی و اثبات شدست و مووو لای درزش نمی ره پس بی خودی بهش شک نکنین ( اینو پیشاپیش میگم که حساب کار دستتون بیاد ).این مطلب رو به این خاطر میزارم که بار علمی وب لاگ سر به فلک بکشه و یه وقت کسی این خیال خام که ما بار علمی شو فراموش کردیم به سرش نزنه. در ضمن اگه خواستید میتونیم یه کم وقتشو بیشتر کنیم ...
در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانان پاك و متين شده است، موارد زير جهت اولين گام براي ازدواج توصيه مي شود:
پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم
1- يقه ی اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.![]()
2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.![]()
3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.![]()
4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين.![]()
5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.![]()
6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه .![]()
7- پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون.![]()
8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!![]()
9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد ميسازن واستون.![]()
10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.![]()
11- در پوشش دقت كنيد، لباس تنگ و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.![]()
12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.![]()
13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...![]()
14- تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.![]()
15- بلاخره اگه خداي نكرده ميخواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد ( تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن ) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست .!!! منظورم كمالات و هنرمندياتونه.![]()
16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.![]()
17- ... و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آيندهتون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف ميشيد می پکید!![]()
برگرفته از وبلاگ تیمارستان