تبليغاتX
نشانی

نشانی

..::: همیشه آرزوی دیدن تو را دارم :::..

سلام دوستان عزیز ....

از این به بعد مطالبمو در آدرس http://neshani65.mihanblog.com میزارم ... دیگه این وبلاگ رو اپ نمیکنم ...

لطفا فقط این آدرس رو لینک کنید ... مرسی

موفق باشین

+ نوشته شده در  88/03/13ساعت   توسط فـــريد  | 

نوید و امید ...

 

یه وقت نشی خسته ی من

بگی شدی زندونیم

لحظه ی مرگمه اگه

ارزون بشه گرونیم

 

..::: نوید و امید :::..

+ نوشته شده در  88/03/08ساعت   توسط فـــريد  | 

مسافر

جای لبخند اقاقی بين گل‌های تو باغچه

گل لبخند تو مونده توی عکسای رو طاقچه

هنوزم عطر تو داره در و ديوارای خونه

حتی گنجشک‌های خونه می‌گيرن بی تو بهونه

چه سکوتی داره خونه بعد گريه های آخر

واسه گرمای نگاهت دل من تنگه مسافر

دل خستم بی قراره، بی قراره توی سينم

نمی‌خوابه تا که حتی بشه خوابت رو ببينم

کی ميشه وقت رسيدن، وقت ديدار دوباره

روی ماه تو رو ديدن وقت لبخند ستاره


چه سکوتی داره خونه بعد گريه های آخر

واسه گرمای نگاهت دل من تنگه مسافر
 
 
..::: گروه آریان :::..
+ نوشته شده در  88/02/30ساعت   توسط فـــريد  | 

روز اول مدرسه ...

ببینم پسر چرا گریه میکنی ؟

هیچی آقا .

اینجا کلاس اول دبیرستانه ، خجالت بکش ...

دانش آموز با گریه : آخه آقا شما نمی دونید ...

چی رو نمیدونم ؟

آقا من دلم برای مادرم تنگ شده !

همۀ کلاس خندیدند و معلم گفت : چرا ؟ پاشو ، پاشو برو یه آبی به صورتت بزن ...

اصلا می خوای برو پیش مادرت ... !!

باز هم خندۀ کلاس بلند شد ...

اولین روزی هم که به مدرسه رفتم همین طور بودم ... معلم اون روز هم همین حرف ها رو زد ... اون روز مادرم توی حیاط مدرسه بود و من از پنجره نگاهش می کردم ، اما این بار هیچ جا نیست ... هیچ جا ، دو روز پیش مادرم از دنیا رفت . !

همه کلاس در سکوتی سنگین غرق شده بود .

معلم از پنجره نگاهی به حیاط مدرسه کرد و گفت : گریه نکن پسر ، مطمئن باش امروز هم مادرت تو حیاط مدرسه است ...........

+ نوشته شده در  88/02/26ساعت   توسط فـــريد  | 

به یاد استاد تقی آصفی ...

این برنامه شامل زندگینامه استاد تقی آصفی شاعر گرانقدر بهبهانی بهمراه تعدادی از آثار همیشه ماندگار ایشان است. که چند مدت پیش، پیشنهاد ساخت این برنامه را به یادگار استاد، دوست خوبم صادق آصفی دادم که به دلیل مشکلات روزانه آنطور که باید پیگیری نشد تا اینکه برخی از اثار ایشان را از وبلاگ مح شفی تولهی جمع آوری و بصورت برنامه ای برای موبایل در آورده ام. هستند کسانی که نام این شاعر گرانقدر را نشنیده اند و آثارشان را نیز ندیده اند. همچنین کلیه عزیزانی که اشعاری از این شاعر را دارند میتوانند با ارسال به ایمیل و یا درج در قسمت نظر این وبلاگ ما را در تکمیل کردن این برنامه یاری کنند.
امید است مورد استفاده و موجب شادی روح آن مرحوم قرار گردد. 

دانلود

برای نصب برنامه فایل دانلود شده را با کابل یا بلوتوس یا ... به حافظه گوشی انتقال داده سپس از داخل گوشی انرا نصب کنید.
در ضمن کپی برداری در کلیه وبسایت و وبلاگهای بهبهانی مجاز و شرعی، بشر دوستانه ، اخلاقی و... میباشد.


-----------------------

برگرفته از وبلاگ   ارگان سیتی

+ نوشته شده در  88/02/23ساعت   توسط فـــريد  | 

فریدون مشیری ...

پرواز ...

مرغ دريا بادبان هاي بلندش را

در مسير باد مي افراشت !

سينه مي سائيد بر موج هوا،

آنگونه خوش، زيبا

كه گفتي آسمان را آب مي پنداشت !

+ نوشته شده در  88/02/19ساعت   توسط فـــريد  | 

پرنده ی مهاجر ...

 

پرنده ی مهاجر

 

ای پرنده ی مهاجر ... ای پر از شهوت رفتن

فاصله قد یه دنیاست ... بین دنیای تو و من

تو رفیق شاپرکها ... من تو فکر گله مونم

تو پی عطر گل سرخ  ... من حریص بوی نونم

دنیای تو بینهایت ... همه جاش مهمونی نور

دنیای من یه کف دست ... روی سقف سرد یک گور

من دارم تو آدمکها می میرم ...  تو برام از پریا قصه میگی

من توی پیله ی وحشت می پوسم  ... برام از خنده چرا قصه میگی

 کوچه پس کوچه ی خاکی در و دیوار شکسته ...  آدمهای روستایی با پاهای پینه بسته

پیش تو یه عکس تازه اس واسه آلبوم قدیمی ...  یا شنیدن یه قصه اس از یه عاشق قدیمی

برای من زندگی اینه پر وسوسه ، پر غم  ... یا مث نفس کشیدن ، پر لذت دما دم

ای پرنده ی مهاجر ... ای همه شوق پریدن

خستگی یه کوله باره  ... روی رخوت تن من

مثل یک پلنگ زخمی ...  پر وحشت نگاهم

می میرم اما هنوزم ... دنبال یه جون پناهم

نباید مثل یه سایه  ... زیر پاها زنده باشی

مثل چتر خورشید باید ... روی برج دنیا باشی

 

+ نوشته شده در  88/02/11ساعت   توسط فـــريد  | 

همدم غروب ...

 

دور ميشم از تو آروم  ... مثل گذشتن از خواب
آرومتر از پروازه  ... يه شبنم زير آفتاب
آروم مثل نسيمی ... که ميگذره از چمن

ميگذرم از کنارت ... همدم محبوب من
دور ميشم از پيش تو ... آهسته اما خسته

حالا که بوسه ی خواب ... روی چشات نشسته
حالا میرم که مهتاب ... اسم تو رو صدا کرد

دست پر از تمنات ... دست منو رها کرد
سياه ترين خاطره ... تو قصه ی تو بودم
تو شعله ور تر از عشق ... من از سرما سرودم
تو جلوه ی طلوعی ... ای همصدای خوبم
منو به سايه بسپار ... من همدم غروبم
آروم ميرم مبادا ... رفتنمو ببينی

با چشمای پر از اشک ... سر راهم بشينی
ديگه وقتي نمونده ... تو دل اين شب تار
ميسپارمت به خاطر ... برای آخرين بار
سياه ترين خاطره ... تو قصه ی تو بودم

تو شعله ور تر از عشق ... من از سرما سرودم
توجلوه طلوعي ... ای همصدای خوبم
منو به سايه بسپار ... من همدم غروبم

+ نوشته شده در  88/02/07ساعت   توسط فـــريد  | 

گنجینه ی فراموش شده ...

استاد تقی آصفی ، گنجینه ی فراموش شده ...

تقی آصفی(حمید) فرزند مرحوم حاج نصرالله، در تاریخ 31 فروردین 1319 در بهبهان چشم به جهان گشود . دوره های تحصیلی تا اخذ دیپلم را در بهبهان گذراند و آذرماه 1340 به تربیت معلم آبادان رفت و با خروج از آن در خردادماه 1341 در آموزش و پرورش بهبهان استخدام شد. مهرماه 1345 در رشته ی علوم سیاسی دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مشغول تحصیل شد و در بهمن ماه 1349 با مدرک لیسانس علوم سیاسی از این دانشگاه فارغ التحصیل گشت.21  سال و 7ماه در آموزش و پرورش خدمت کرد و کمتر کسی از دانش آموزان آن دوره است که با نام تقی آصفی آشنایی نداشته باشد.

وی یکی از فعالین مبارزات انقلابی بود و از تهران، جزوه، کتاب و نوارهای سخنرانی با خود به بهبهان می آورد و با شناسایی از طرف ساواک و دستگیری های پی در پی و شکنجه های روحی-روانی آن زمان، مشکلات  روحی وی آغاز شد. درس هایی که در مدارس بهبهان به تدریس آنها اشتغال داشت را بصورت شعر در       می آورد و به دانش آموزان میداد که آوازه ی شعر کودکانه ی"محمد امین" وی که شرح زندگانی پیامبر اسلام(ص) بود، به خارج از بهبهان نیز رفت و خصوصا میان کودکان سینه به سینه منتقل شد. تقی آصفی،در کنار تدریس، از بیان مسائل سیاسی روز کشور نیز غافل نبود و همین مساله محبوبیت روزافزون وی میان دانش آموزان و ناراحتی برخی از مسئولین را به همراه داشت.

بدلیل همین مسائل و اشعاری که ایشان در روزنامه های کیهان و اطلاعات آن زمان به چاپ می رساند و خصوصا شعری که در هجو اداره برق آن زمان بهبهان سرود و محبوبیت بیش از پیش وی سبب شد، بهانه ای شود جهت انتقام افرادی که دل خوشی از او نداشتند و با اجیر کردن یکی از دانش آموزانش، شب هنگام و به بهانه ی پرسیدن سوال درسی، ضربه ای به سر او وارد کردند که  این ضربه ناراحتی شدید اعصابش را سبب شد که گرچه با بهبودی نسبی، اما تا پایان عمر با آن درگیر بود. مردم بهبهان، تقی آصفی را با نام کتاب شعر محلی اش "مَح شِفی تولِهی" می شناسند در صورتی که وی، علاوه بر این کتاب، اشعار منتشر نشده ی زیادی دارد که اکثرا نیز در دهه ی 40 و 50 سروده شده است، اما همچنان زیبایی و تازگی خود را حفظ کرده است؛ اشعار ایشان بیشتر جنبه ی اجتماعی دارد و در شعرهایش سعی بر آن داشته که نکته ای اجتماعی را بیان دارد و نتیجه گیری از مجموع شعر داشته باشد.

اقدامات بزرگی که ایشان با مشارکت بزرگان فرهنگ و ادب بهبهان انجام داده اند، خصوصا همکاری با استاد محمد حسین مرتب، گنجینه ای ارزشمند را پدید آورده که بعلت بیماری ایشان، در آن زمان به چاپ نرسید و گرد روزگار بر آن نشسته. اما متاسفانه با همه ی این اقدامات و محبوبیت روز افزون تقی آصفی، حتی با وجودیکه ایشان سلامتی خود را بخاطر بیان مشکلات و خواسته های بر حق مردم به خطر انداخته و از دست دادند، کمتر کسی بود که از او یادی کند. تقی آصفی، گنجینه ای فراموش شده در شهری بود که به آن عشق می ورزید و همچون بسیاری دیگر از مفاخر این شهر، به فراموشی سپرده شد تا پس از مرگ دوستدارانشان زبان حالشان شوند که : تا که بودیم نبویم کسی / کشت ما را غم بی هم نفسی / تا که رفتیم همه یار شدند / خفته ایم و همه بیدار شدند / قدر آیینه بدانیم که هست / نه در آن وقت که افتاد و شکست. ( اما برای کسانی که به استاد عشق می ورزیدند و اما از احوالش بی اطلاع بودند ) .

استاد تقی آصفی در این اواخر، با 69 سال سن بینایی خود را از دست داده بود. تا آخرین لحظه ی عمرش، علاقه ای وصف ناپذیر به شعر محلی بهبهان داشت و با شنیدن اشعار خودش بغض میکرد و آرام و شکسته شکسته زمزمه میکرد و بعد ... سکوت میکرد و گوشه ی چشمش خیس می شد . اشعار دیگر شاعران محلی سرا را که میشنید و از سن و احوالات آنها جویا میشد، تبریک و احسنت میگفت که هنوز هستند کسانی که دغدغه این زبان و فرهنگ آن را دارند . به تمامی دستگاه های موسیقی مسلط بود و با شنیدن یک شعر، بی درنگ آهنگ سازی می کرد و با خود زمزمه می نمود. تقی آصفی، لیانس علوم سیاسی، دبیر بازنشسته ی آموزش و پرورش، شاعر محلی گوی بهبهانی، 31فروردین 1319 متولد شد و 27 فروردین 88،فقط 4 روز مانده به روز تولدش از دنیا رفت...

همانند یار شفیق و دیرینه اش مرتب که او هم 69 ساله بود و رفت….همانند سید محمد سید که او هم 69 ساله بود و رفت..

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ...

 

+ نوشته شده در  88/02/02ساعت   توسط فـــريد  | 

استاد تقی آصفی ...

در گذشت استاد گرامی ، تقی آصفی رو به همه ی

  مردم شریف بهبهان تسلیت عرض میکنم ...

..::: روحشون شاد و یادشون گرامی باد :::.. 

+ نوشته شده در  88/01/27ساعت   توسط فـــريد  | 

محمود طیب ...

 من

بی نهایتِ خاموشی ام

و تو

یک سکوت محض!

سکوت محض

فریادِخاموشی است!

 

شعر از آقای ( محمود طیب ) ...

+ نوشته شده در  88/01/26ساعت   توسط فـــريد  | 

چقدر ثروتمنديم ... !

هوا بد جوري توفاني بود و آن پسر و دختر كوچولو حــسابي مچاله شده بودند . هر دو لباس هاي كهنه و گشادي به تن داشتند و پشت در خانه مي لرزيدند . پسرك پرسيد : « ببخشيد خانـــم ! شما كاغذ باطله دارين ؟ » كاغذ باطله نداشتم و وضع مالي خودمان هم چنگي به دل نمي زد و نمي توانستم به آنها كمك كنم . مي خواستم يك جوري از سر خودم بازشان كنم كه چشــــمم به پاهاي كوچك آنها افتاد كه توي دمپايي هاي كهنه كوچكشان قرمز شده بود .

گفتم : « بيايين تو يه فنجون شير كاكائوي گرم براتون درست كنم ». آنها را داخل آشپز خانه بردم و كنار بخاري نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند . بعد يك فنجان شير كاكائو و كمي نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم . زير چشمي ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالي را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد . بعد پرسيد : « ببخشين خانم ! شما پولدارين ؟ ».

نگاهي به روكش نخ نماي مبل هايمان انداختم و گفتم « من اوه ... نه ! ». دختر كوچولو فنجان را با احتياط روي نعلبكي آن گذاشت و گفت : « آخه رنگ فنجون و نعلبكي اش به هم ميخوره ».

آنها در حالي كه بسته هاي كاغذي را جلوي صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند ، رفتند .

فنجان هاي سفالي آبي رنگ را برداشتم و براي اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم . بعد سيب زميني ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم . سيب زميني ، آبگوشت ، سقفي بالاي سرم ، همسرم ، يك شغل خوب و دائمي ، همه ي اينها به هم مي آمدند . صندلي ها را از جلوي بخاري برداشتم و سر جايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم .

لكه هاي كوچك دمپايي را از كنار بخاري ، پاك نكردم . ميخواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندي هستم .

همه ي ما اغلب يادمان ميرود كه چقدر ثروتمنديم ...

+ نوشته شده در  88/01/15ساعت   توسط فـــريد  | 

سیاوش شمس ...

سلام دوستان عزیزم... خوبین ؟

واسه این پست میخوام یک آهنگ بسیار زیبا رو از سیاوش شمس براتون بزارم... به نظر من که آهنگ خیلی قشنگیه ...

این آهنگ رو به پسر خاله عزیزم که دیروز عروسیش بود ، تقدیم میکنم . ایشالا که خوشبخت بشن...


امیدوارم که شما هم خوشتون بیاد ...

 

دانلود موزیک

 

دیروز دستامون دور از هم ... تنها ، از هم جدا

امروز یک عشق بی پایان ... آغاز ماست ، ای هم صدا

 

دیروز قصه مون رویا بود ... ما گم ، ما سرگردون

امروز با تو آغوش هم ... پر میگیریم ای مهربان

 

دنیای ما با هم ... زندگی می سازه

دو پرنده ... یه پروازه

لب های ما با هم ... دنیای پر خواهش

بوسه هامون ... آغاز عشق

لب های ما ... یه دنیا خواهش

بوسه هامون ... آغاز عشق

 

دیروز پوچ و بی معنا بود ... تاریک بی انتها

امروز ما تو چشمای هم ... زنده می شیم با هر نگاه

دیروز ذره های امید ... خاموش در ذهن ما

امروز قطره های موندن ... جون می گیرن در بین ما

 

دنیای ما با هم ... زندگی می سازه

دو پرنده ... یه پروازه

لب های ما با هم ... دنیای پر خواهش

بوسه هامون ... آغاز عشق

لب های ما ... یه دنیا خواهش

بوسه هامون ... آغاز عشق

+ نوشته شده در  88/01/08ساعت   توسط فـــريد  | 

سال نو مبارک ...

سلام دوستان عزیزم ...

خوبین ایشالا

سال نو رو به همتون تبریک میگم .

در این ساعات اولیه سال تحویل ، یادمون نره که همه ی بیماران رو دعا کنیم ............

ایشالا که امسال سال پر خیر و برکتی واسه هممون باشه .

خوش باشین...

+ نوشته شده در  87/12/30ساعت   توسط فـــريد  | 

دوســـت دارم ...

سلام دوستان عزیزم ... خوبین ایشالا ...

پیشاپیش فرا رسیدن عید باستانی نوروز رو به همه شما عزیزان تبریک میگم ... ایشالا که سال پر خیر و برکتی رو پیش رو داشته باشین ...

برای این پست یک آهنگ بسیار زیبا از مازیار فلاحی به نام " دوست دارم " رو برای دانلود گذاشتم ...

قبلا هم از این خواننده خوش صدا ، آهنگ " مجنون لیلی " رو گذاشته بودم . امیدوارم که از این آهنگ زیبا خوشتون بیاد ...

موفق باشین...

 

دانلود موزیک  دوست دارم

 

دوست دارم

 

دوست دارم لبا لب ... می ســـوزه ، عشقم از تـــــب

پر میشم از اسم تــــــــــــــو ... هر ثانیه ، هر شـــــب

دوست دارم تا فــــــردا ... دوست دارم تا دریـــــــــــــــا

شاید ببینمت بــــــــــــــاز ... تو وقت خواب و رویـــــــــا

 

ساعتی از شقـــایــق ... دقیقه هـــای عــــــــــــاشق

دوست دارم تو بــــــــــــــــارون ... تموم این دقایـــــــق

سبد سبد ستــــاره ... رو دوش شــــــــب ســــــــواره

اگه فردا نباشـــــــــــه ... دوست دارم ، دوبـــــــــــــــاره

 

دوست دارم لبا لب ... می ســـوزه ، عشقم از تـــــب

پر میشم از اسم تــــــــــــــو ... هر ثانیه ، هر شـــــب

دوست دارم تا فــــــردا ... دوست دارم تا دریـــــــــــــــا

شاید ببینمت بــــــــــــــاز ... تو وقت خواب و رویـــــــــا

+ نوشته شده در  87/12/26ساعت   توسط فـــريد  | 

بررسی عملکرد تیم های ایرانی در بازی اول باشگاه های آسیا ...

سلام دوستان عزیزم... خوبین. واسه این پست میخوام به بررسی عملکرد تیم های ایرانی در بازی اول مقابل حریفانشون بپردازم ...

امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره ...

 

پرسپولیس – شارجه

پرسپولیس

در این بازی که به میزبانی کشورمون برگزار شد تیم پرسپولیس با یک بازی بسیار حجومی و زیبا در نیمه اول تونست در 7 دقیقه 3 بار دروازه تیم شارجه امارات رو باز کنه  البته در نیمه دوم بازی بسیار ضعیفی از پرسپولیس دیدیم . شاید دلیل اصلی اون هم اختلاف گل قابل توجهی بود که در نیمه اول بدست اومده بود. اما به هر حال در اولین بازی این مهم بود که 3 امتیاز رو بدست بیاریم...

از اتفاقات قابل توجه این بازی آمادگی بالای علیرضا واحدی نیکبخت بود که با تمرینات خوبی که پشت سر گذاشته بود وزن خودشو تونسته بود کم کنه و بازی خیلی خوب رو انجام بده و یک گل بزنه و یک پاس گل هم بده ... در این بازی علی کریمی هم انصافا اینقدر خوب و با صلابت بازی کرد که یک گل بزنه و مربی تیم شارجه این بازیکن رو بسیار فراتر از آسیا قلمداد کنه ( خب معلومه که علی کریمی بسیار فراتر از آسیا بازی میکنه ... مگه شک داشتید ؟!!!!!!!! ) .

انصافا هم با بازی خوبی که کریمی انجام داد این نوید رو به همه ی ما داد که ایشالا با دعوت علی دایی بتونه برای تیم ملی کشورمون هم مفید باشه ...

 

صبا باتری – الهلال

صبا باتری

صبا باتری این بازی را که در کشور عربستان برگزار میشد رو خیلی خوب شروع کرد و تونست در همان دقایق اولیه بازی با اشتباه محمد الدعیه و با گل فرزانه از این تیم پیش بیفته که در ادامه این تیم الهلال بود که با اشتباه تولیا تونست گل مشابهی به صبا بزنه .

از نکات قابل توجه این بازی حجومی و نترس شاگردان فیروز کریمی بود که خیلی با شجاعت تیمشو وارد زمین کرد و اگه کمی شانس داشت میتونست در دقایق پایانی بازی حتی تیم الهلال رو در خود عربستان شکست بده...

واقعا باید از این شجاعت فیروز کریمی بقیه مربیان ما هم درس بگیرند ... !!!

 

سپاهان – الشباب

سپاهان

در بازی سپاهان و الشباب که در ورزشگاه فولاد شهر برگزار شد طبق معمول سپاهان در همان دقایق اولیه بازی بسیار حجومی بازی کرد و در دقیقه 2 بازی تونست دروازه این تیم اماراتی رو باز کنه ... در بقیه دقایق هم بیشتر بازی رو اداره کرد و در نهایت تونست در دقایق تلف شده بازی گل دومش رو با یک شوت بسیار زیبا و البته با کمک ناهمواری زمین به ثمر برسونه و یک برد شیرین رو در بازی اول خودش کسب کنه.

در این بازی سپاهان نشون داد که میتونه خیلی خیلی بهتر هم باشه و با اضافه شدن کریمی ، بازی خودشو ارتقا ببخشه ...

 

استقلال – الاتحاد

استقلال

و اما بازی استقلال و الاتحاد ...

قبل از بازی آقای قلعه نوعی یک جور ترس کاذب رو به بازیکنانش القاء کرد و در همون تهران گفت که فقط برای کسب نتیجه تساوی و گرفتن یک امتیاز به عربستان میریم ... به نظر من این حرف خیلی میتونه تاثیر منفی روی بازیکنان بزاره  و اصلا نباید چنین حرفی رو به زبان می آورد...

وقتی بازی شروع شد دو تیم خیلی محتاتانه بازی رو شروع کردند و نیمه اول چیز خاصی نداشت ... در نیمه دوم هم تا دقیقه 80 چیز خاصی رو شاهد نبودیم که در اون لحظات استقلال در با سانتر عالی خسرو حیدری و ضربه سر خوب آرش برهانی تونست از حریف خودش پیش بیفته ولی بازی بسیار تدافعی این تیم باعث شد که خیلی زود گل تساوی رو بخوره و نهایتا در دقایق آخر بازی با یک شوت بسیار محکم گل دوم رو هم دریافت کنه ...

از نکات قابل توجه این بازی تعویض بحث برانگیز مجتبی جباری بود که در دقیقه 60 بازی جای خودشو به آرش برهانی داد ... واقعا نمیدونم آقای قلعه نوعی چه فکری کرد که این بازیکن رو از زمین بیرون کشید . همانطور که خودتون دیدید با حالتی عصبی و ناراحت از زمین بیرون رفت و با آرش برهانی هم خوش و بش نکرد ... البته به نظر من مجتبی حق هم داشت آخه میتونست در دقایق پایانی بازی ، یک وزنه خیلی قوی واسه استقلال باشه و از همه مهمتر میتونست با بازی خوبش نظر آقای دایی رو برای دعوتش به تیم ملی جلب کنه ولی افسوس که آقای قلعه نویی این اشتباه بزرگ رو مرتکب شد .

قلعه نوعی چوب ترس و بازی تدافعی خودشو خورد  و مثل فیروز کریمی شجاع و نترس بازی نکرد ... واقعا حیف شد ...

ولی با این حال شانس استقلال اصلا کم نشده و به راحتی میتونه تیم اول گروه خودش بشه ... البته به شرطی که دیگه این اشتباهات رو مرتکب نشه ...

 

امیدوارم که چهار نماینده کشورمون در ادامه بازیهاشون نتایج خوبی بگیرند و ایشالا امسال یک تیم ایرانی قهرمان باشگاه های آسیا بشه ...

آمـــیـن ...

 

+ نوشته شده در  87/12/22ساعت   توسط فـــريد  | 

سهراب سپهری ...

 

نشانی ...

 

سهراب سپهری

 

خانه دوست كجاست؟ در فلق بود كه پرسيد سوار

آسمان مكثي كرد

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن ها

بخشيد

و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:

نرسيده به درخت،

كوچه باغي است كه از خواب خدا سبز تر است

و درآن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است.

مي روي تا ته آن كوچه كه او پشت بلوغ، سر بدر مي آورد،

پس به سمت گل تنهايي مي پيچي،

دو قدم مانده به گل،

پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني

و ترا ترسي شفاف فرا مي گيرد.

در صميميت سيال فضا، خش خشي مي شنوي

كودكي مي بيني

رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور

و از او مي پرسي

خانه دوست كجاست !؟

 

+ نوشته شده در  87/12/18ساعت   توسط فـــريد  |